بنا به دعوت قبلي دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس براي انجام يك سخنراني در جمع دانشجويان اين دانشكده روز سه شنبه مورخ 17/2/87 مهمان اين عزيزان بودم. سعي كردم اين سخنراني طوري باشد كه منوط به يك رشته تخصصي خاص نباشد و بتواند تا حدودي افق ديد دانشجويان را با زمينه كاري آينده آنها روشن تر كند
بحثي را كه بميان كشيدم رابطه نزديك و هماهنگ آبخيزداري و بيابان زدايي بود كه متاسفانه در بخش هاي اجرايي و بعضا تحقيقاتي اگر چه هر يك از بخش هاي مربوطه از سالها پيش عمليات آبخيزداري و مهار بيابان زايي را در گستره كاري خود بدون توجه به آثار مشترك اين دو بخش كاري انجام مي دهند ولي كماكان هر بخشي و بويژه بخش بيابانزدايي بدون توجه به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز عمليات خود را در مناطق پايين دست متمركز كرده است لذا سخنان من براي توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز جهت برنامه هاي مهار بيابان زايي بود. اقدامي كه تا كنون از طرف بخشهاي اجرايي به آن توجه كافي نشده و صرفا عمليات مهار بيابان زايي در محل بروز و ظهور آثار اين پديده جستجو شده است. از اين رو و برخلاف تصور هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي باشد و يا وزارت نيرو . لذا تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي هم افزايي امور مربوط به آبخيزداري و مهار بيابانزايي آنهم در زماني كه تمامي دستگاههاي دولتي براي ارايه برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران (افق 1404) بسيج شده اند يكي از ضروريات كار است.
ادامه مطلب را در اينجا ببينيد